|
تا هستم با يادت شادم آخه دل به تو دادم ديگه از غمها آزادم يه دنيا يه دنيا عاشقم من بدون كه به عشقت صادقم من تو مست هيچ و من مست عشقم اگه نباشي ميميرم بيا كه عمر از سر گيرم به انتظار ديدنت، به لحظه ي رسيدنت دل داره پرپر ميزنه، از سينه ام پر ميزنه اي چشمه حيات من، فرشته نجات من شوق نفسهاي مني هميشه روياي مني عشق تو در قلب من هديه جاودانه است براي زنده بودنم قشنگترين بهانهه است دوست داشتن تو مثل عطر خوش بهاره با تو نفس كشيدن پايان انتظاره
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد کس جای در این منزل ویرانه ندارد دل را به کف هر که دهم باز پس آرد کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
يه روز به من گفتي برو، گفتي نمي خوامت تورو شكستي قلب خستمو، تنها گذاشتي دستمو اما بي قرارم واست نگرانم طاقت دوري تورو ندارم
پريشون دلگيرم، از دست خودم كه چه ساده بودم دو دستي دل سادمو به دست تو داده بودم پريشون دلگيرم، ، از دست خودم كه چه حالي بودم تو فكر دستاي پرت تو دستاي خالي بودم بذار گريه كنم تا كه قلبم آروم بگيره آرزو دارم بميره اوون كه تو دستاش دستاتو ميگيره بذار گريه كنم از تو خيلي ممنونم، كاش نمي گفتي كه مجنونم تا به هميشه پاي تو ميميونم وقتي گفتي نه، دلم كجاها كه نرفت واسه برگشتت دعاها كه نكرد مي دونم ميدوني كه من تورو مي خواستم همه عشق و چوونيمو به پات مي ذاشتم مي دونستي كه جونمو ميدم واست ارزون روزگار بي وفا، تو بي وفاتر از اوون كاشكي اينم ميفهميدي رفتي بي تو سخته شب و روز تنهاييم بي تو پر درده هنوز به ياد تو منم از ياد تو رفتم دوست دارم گفتنات تو ذهنمه برگرد رفيق و مونسم بودي تو لحظه هاي بي كسي حالا غريبم برات به داد من نمي رسي نفرين من به راه اوون كسي كه دستاتو گرفت فاصله بين ما شد رفيق شبهامو گرفت چرا چشماتو بستي و رفتي تو بي من شكستي قلبمو وقتي گفتي نه
کاش چمدان عشقمان را آنقدر سنگين نمي بستيم که وسط راه آنرا به زمين بياندازيم وراه را بدون آن ادامه بدهيم زندگي بدون عشق اينقدرخاليست که بعضي مواقع حتي زودتر از سکوت مي شکند وتو اي کاش مرا مي فهميدي اماحالا که مي روي قرارميان ماهيچ ؛ ولي بگو به چه بهانه مي روي؟؟؟؟؟
اوون كه يه وقتي تنها كسم بود تنها پناه دل بي كسم بود تنهام گذاشت و رفت از كنارم از درد دوريش من بي قرارم خيال مي كردم پيشم ميمونه ترانه عشق واسم مي خونه خيال مي كردم يه همزبونه نمي دونستم نامهربونه با اين كه رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم مي سوزم فكر و خيالش همش باهامه هر جا ميرم جلو چشامه دلم ميخواد تا دووم بيارم رو درد دوريش مرحم بذارم اما نميشه راهي ندارم نميتونم من طاقت بيارم
به سوي تو، به شوق روي تو به طرف كوي تو سپيده دم آيم مگر تو را جويم بگو كجايي؟ نشان تو گه از زمين گاهي ز آسمان جويم ببين چه بي پروا ره تو مي پويم بگو كجايي كي رود رخ ماهت از نظرم؟ به غير نامت كي نام دگر ببرم؟ اگر تو را جويم، حديث دل گويم بگو كجايي؟ به دست تو دادم دل پريشانم دگر چه خواهي؟ فتاده ام از پا بگو كه از جانم دگر چه خواهي؟ يك دم از خيال من، نمي روي اي غزال من دگر چه پرسي زحال من تا هستم من، اسير كوي توام به آرزوي توام، اگر تورا جويم حديث دل گويم بگو كجايي به دست تو دادم دل پريشانم بگو جايي
ديگه دور شديم از هم فاصله هامون زياد شده زدي و شكستي رفتي دلي كه عاشقت شده خيلي بد كردي با من، دلت از سنگ و آهن رفتي و چشم به راهم مگه نگفتي بهت عادت كردم ؟ من ساده رو بگو باور كردم واسه تو از همه چي گذشتم تنهام گذاشتي با خاطراتم آخه چشم به راتم برگردي فكر نمي كردم كه بر نگردي جاي تو خاليه كاش بودي پيشم! اگه نباشي ديوونه ميشم واست ميميرم قدرتو ميدونم عزيزم جاي تو خاليه كاش بودي پيشم! اگه نباشي ديوونه ميشم خبر نداري از حال و روز من عزيزم
ديگه دور شديم از هم فاصله هامون زياد شده زدي و شكستي رفتي دلي كه عاشقت شده خيلي بد كردي با من، دلت از سنگ و آهن رفتي و چشم به راهم مگه نگفتي بهت عادت كردم ؟ من ساده رو بگو باور كردم واسه تو از همه چي گذشتم تنهام گذاشتي با خاطراتم آخه چشم به راتم برگردي فكر نمي كردم كه بر نگردي جاي تو خاليه كاش بودي پيشم! اگه نباشي ديوونه ميشم واست ميميرم قدرتو ميدونم عزيزم جاي تو خاليه كاش بودي پيشم! اگه نباشي ديوونه ميشم خبر نداري از حال و روز من عزيزم
آيينه پرسيد که چرا دير کرده است؟ نکند دل ديگري او را اسير کرده است؟ خنديدم و گفتم: او فقط اسير من است ، تنها دقايقي چند تأخير کرده است. گفتم: امروز هوا سرد بوده است، شايد موعد قرار تغيير کرده است. آيينه به سادگيم خنديد و گفت: احساس پاک، تو را زنجير کرده است. گفتم: از عشق من چنين سخن مگوي. گفت: خوابي، سالها دير کرده است. در آيينه به خود نگاه ميکنم ، آه! عشق تو، عجيب مرا پير کرده است. راست گفت آيينه که منتظر نباش، او براي هميشه دير کرده است...
عشق يعني تا ابد بي سرنوشت عشق يعني زندگي تا زير صفر عشق يعني پر کشيدن تا عروج عشق يعني طي راه بي فروغ عشق يعني ناله گيتار من عشق يعني درد بي درمان من عشق سوداي دل بيمار ماست عشق مرگ لحظه ديدار ماست عشق فرياد انا الحق گفتن است عشق در آغوش ياران خفتن است عاشقي بايد که آنرا درک کرد اين زبان از گويش عشق عاجز است
رسمش نبود تو سختیا تو هم یه جور عذاب شي با رفتنت برای من سؤال بی جواب شی قرار نبود اول راه تحملت تموم شه حالا که محتاج توأم بودنت آرزوم شه باور نمی کنم که تو همون تؤ قدیمی همون رفیق گریۀ با خنده هام صمیمی هر چی که داشتم یه شبه رفتی ازم گرفتی دل خوش عشق تو شدم اونم با غم گرفتی امید من وقت غمم پای دلم نموندی از تو چشای عاشقم غربتمو نخوندی سهم من از خاطره هات گلای پرپرت بود رفتن بی خدافظی ضربۀ آخرت بود
شوق سفر نداشتي، قصد گذر نداشتي من با تو زنده بودم ، اما خبر نداشتي رفتي و توي قلبم، يادتو جاگذاشتي روي تموم حرفات يكدفه پاگذاشتي بي تو كدوم ستاره ، پا به شبم بذاره ؟ ابر كدوم آسمون رو تشنگيم بباره؟ بي تو چي مونده با من جز يه صداي خسته جز يه نگاه خاموش جز يه دل شكسته؟ بال و پرم بودي خبر نداشتي تاج سرم بودي خبر نداشتي سايه به سايه هر طرف كه بودم همسفرم بودي خبر نداشتي پر زدي و نديدي بال سفر نداشتم گفتي رها شو اما من ديگه پر نداشتم كوه غم و رو شونم ديدي و برنداشتي من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي!!!!
تو چشم تو يه حادثه است كه از ستاره سرتره نجابتي تو چشماته كه آبرومو مي خره خاطره هام مال خودم،تموم شعرام مال تو اگه بري تو قصه ها،بازم ميام سراغ تو واسه چشمات پر شعرم تو دليل قصه هامي هر نفس، هم نفس تو مث غم توي صدامي نازكم از تو نوشتم، گل من ترانه اي تو مثل تنهايي عاشق پر عاشقانه اي تو منو ببر به شهر عشق، گلايه هامو خط بزن تو آرزوي آخري، اگه پر از مصيبتي غماتو هديه كن به من تو آ برومو ميخري يه نيمه جون زخميم، بيا بيا نفس بده، نفس تويي هوا تويي داغ چشاتو وا كن و ستاره هامو پس بده كه مالك صدام تويي....
بميرم واسه اوون ناز نگاهت ميمونم هميشه من چشم به راحت تو چي خواستي كه من واست نكردم؟ مال من نبودي نگات مي كردم دلم بي قراره، كارش انتظاره مي خواد ببينتت بهت بگه دوست داره تو نيستي و اين دل فقط چشم به راته فقط منتظر شنيدن اون صداته
لحظه ي خداحافظي به سينه ام فشردمت اشك چشمام جاري شد دست خدا سپردمت دل من راضي نبود به اين جدايي نازنين عريرم منو ببخش اگه يه وقت آزردمت گفتي به من غصه نخور مي رمو بر ميگردم همسفر پرستوها ميشمو بر ميگردم گفتي تو هم مثل خودم غمگيني از جدايي گفتي تا چشم هم بزني مي رمو بر ميگردم عزيز رفته سفر كي بر مي گردي؟ چشمونم مونده به در كي بر ميگردي؟ رفتي و رفت از چشام نور دو ديده اي زحالم بي خبر كي بر ميگردي؟ غمگين تر از هميشه به انتظار نشستم پنجره اميدمو هنوز به روم نبستن پرستوهاي عاشق به خونشون رسيدن اما چرا عزيز دل هرگز تورو نديدم؟
حرفايي موند تو سينه كه قلبمو سوزونده گفتي پري از كينه يكي به من رسونده عاشقتم هنوزم نمي كنم تلافي براي اشتباهت قهر منو تو كافي شنيدم دوسم نداري پشت هم هي بد مياري تو شدي ازم فراري خيلي وقته منو تنها ميذاري سر هر قول و قراري بهونه برام مياري آخر چشم انتظاري خيلي سخته بگي حرفي نداري تو بي من، من بي تو، روزا به كندي ميگذره چي مي شه كه پيش كسي باشي عاشقتره؟ يك نگاه شد گناه، اين اشتباه آخره قصمون به سر رسيد با يه دنيا خاطره حالا تنهاي تنهام توي اين دنيا من كه موندم پاي تو چرا رفتي؟چرا؟
چه آرام در خود شكستم،چه دلتنگ تنها نشستم نشستم به هواي تو من،با تو آرام پس از اين به خدا گريه نكن دل بي تاب از بي خبري شكوه نكن تن رنجور از دربه دري با من و دل تو بگو چه گذشت، با دل زار و شكسته من پر بكشد به هواي تو تا كي برسد تن خسته من؟ چه سازد دلتنگ ديدار؟ چه گويم با عكس ديوار؟ نشيند به هواي تو دل، تا كه باز آيي گل گمشده ام
تو بيا، اشكامو پاك كن و ببينم بخدا دارم بي تو، تو تنهايي ميميرم نميره، نميره فكر تو از سرم مي سوزه دلم واسه تو، اين دلو مي كنم!!! دوست داره ميكنمش شده به زور دلي كه واسه تو بسوزه بايد بندازم دور تازه ديوونه بازيم داره رواني هستي هرچند فايده اي نداره منم رواني كردي كه هم عاشقت شدم هم ازت نفرت دارم نميره از يادم همه خاطراتت واسه من بديات ميمونه اينم خوشياته گل من........ تو چرا به عشق پاك من خنديدي، با صدام يه التماسمو نشنيدي؟ من ساده فكر مي كردم دوسم داري!؟ به تو عادت كردم ميدونم عادت بديه ....
دلتو بردي با خود يه جاي ديگه اونجا كه خدا برات لالايي مي گه مي دونم مي بينمت يه روز دوباره توي دنيايي كه آدمك نداره...
يه كاري كن كه مي توني ، يه خونه شو تو ويرووني از اين بيشتر نپرس از عشق نميدونم نمي دوني تو اي تقويم دلمرده كسي اشكاشو نشمرده كجا ديدي كه تنهايي غماشو با خودش برده يه كاري كن از اين بيشتر نيفتم تو غم آخر نذار شمع حضور من يه شعله شه تو خاكستر نگو دوره نگو ديره نگو اين قصه دلگيره يه عمري رفته از دستم نياي عشق تو ميميره
هيشكي نميمونه تا با منتوي راهم همسفر شه آخه مي ترسه كه با من با دل من دربه در شه اخه تو كلبه ي سوت و كور و تاريك قلبم خورشيد كه جا نميشه ميدونم اگه تا لحظه مرگم بگردم دنبالش پيدا نميشه
ترس!، ترسم از دست تو بوده براي خواستن عشقم نياد اوون روزي كه ديره، واسه داشتن عشقم ترس!، ترسم از اينه كه روزي من به ياد تو نباشم ديگه دل سرد بشم از تو برم و با تو نباشم ترس من اينه كه روزي روي قولم پا بذارم واسه بدبيني و حرفات تورو تنها بذارم ترس من از خنده هاي تلخ و بي روح لب توست كاش بدوني دل تنهام گمشده تو اين شب تار ترس! ترسم اينه دير بفهمي عشق پاكو تو نگاهم ديگه آرزوم نباشه بمونيم هميشه با هم ترس!، ترسم از اينه كه روزي من به ياد تو نباشم ديگه دل سرد بشم از تو برم و با تو نباشم برمو با تو نباشم!!؟؟؟....
ای کاش پاییز بود و
برگ ها زیر قدم های آرامت با خش خش در گوش هایم حضورت را زمزمه می کردند
اگر نوبت توست که در آن دوردست ها باشی
پس نوبت من است که در فکر نشسته باشم بغض کرده باشم و ... کاش می دانستی که چه حرف ها دارم با تو |
About![]()
Archivesهفته سوم شهریور 1388هفته دوم مرداد 1388 هفته اوّل مرداد 1388 هفته سوم تیر 1388 هفته چهارم خرداد 1388 هفته سوم خرداد 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته سوم فروردین 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته اوّل فروردین 1388 هفته اوّل اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته سوم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته دوم آذر 1387 Links
ماهك خانوومي |